مقالات انتخاب شده شاگردان

maghalat

ای وطن زیبا !

به پیشگاهت سلام می فرستم و هرگاه رنگ سرخ را در بیرقت مشاهده میکنم ، عشق بتو و تنفر از دشمنانت ، فداکاری بتو و خشونت برعلیه  دشمنانت ، جاری ساختن خون براه تو و بر پا کردن آتش براه دشمنانت در رگهایم می جوشد .

وطنم ! به خودت سوگند کسی که به این رنگ علاقه دارد هرگز نمی تواند در زنده گی بی تفاوت باشد.

ای میهنم ! صاحبان این رنگ در راه تو فعال و شجاع هستند زیرا تو چون مادری هستی که هر یک ما را در دامان خود پرورانده و به خصوصیات خویش تطابق دادیی .

به وجودت مفتخرم و ترا به گلستان عشق تبدیل می کنم . وطن تو خانه همیشگیم هستی من از آن تو و تو از آن من هستی . ای وطن زیبا به هرگوشه از این خانه همیشگی نظر می اندازم ، زیبایهایت آن با خوشی ونشاط به استقبال من می آیند.

وطنم! خون من ، جان من ، احساس من و محبت من فدای نام استقلال تو باد

ای وطن! زمانیکه یادی از تو دردل نداشتم ، ترا نمی شناختم و نمی دانستم که عشق به وطن چیست ؟ فرشته سعادت از من روی برتافته و دست توانایی تقدیر با من بجنگ اندر شده بود . نمی دانستم چرا مدتیست ناراحتم نمی دانستم چرا آفتاب برای من حیات بخش و مهتاب جذاب و خیال انگیز نبود.

و از غرش یکنواختی که از امواج بلند می شد . ناراحت و خسته بودند. نغمه های بلبل هزار داستان که با ترانه های خود مرا از عالمی بدر می بردند دیگر برایم لذت بخش نبود . در وجود من حالتی از سردی و آزرده گی ایجاد شده بود و هر وقت قدم می زدم در افکار دور و درازی غوطه ور می شدم دیگر زمزمه شاخه های پرشگوفه درختان ، سروش نسیم های جان پرور بهاری ، ترانه های مرغان چمن برایم آهنگی محزون و غمناک تقدیم می کردند و دل شوریده ی مرا زارتر و آشفته تر می ساختند .

ای وطن! زمانیکه بسوی تو آمدم قلبم از غمها رها شد .میهنم ! اگر این رنج ها و غمهای جانفزای که از دیرباز در راه عشق و مهر تو به  خویشتن هموار کرده بودم ، بیهوده از دست برود، این همه اضطراب ها ونگرانی ها و طوفانهاییکه بر سراسر وجود من استیلا یافته است حد پایانی نداشته باشد. چگونه می توانم این قلب شوریده ام را که سالهای متمادی تنها برای تو طپیده است دلداری و تسکین داده و روح آشفته و شورانگیز خویش را آرام سازم.

اکنون برایم آرامش خاطری ایجاد شده و از شادی اشک می ریزم که مانند مروارید بر دامان سبزه ات می پاشم .میهن زیبایم! گوشهای من مانند یک عاشق پیام ترا به گوش جان می شنود زیرا آهنگ توخوش است .

در این بامداد بهار که در فروغ خورشید پرده از رخ زیبای خود برداشته ایی ، رو به سویت آورده ام. و می خواهم از دیدن طراوات تو شاداب شوم و ترانه های دروصف آن بسرایم .

ای میهن خجسته ! هر فرد تو در زندگی خود لحظاتی فراموش ناشدنی و مقدس دارد. اما برای من در زنده گی هیچ لحظه ای مقدس تر و فراموش ناشدنی تر از آن لحظه نیست که دانستم در قلب تو انسانهای با دیانت ، پاکدامن و محبوبی زنده گی دارند. ای میهن ! من قلب و روح خود را یکی کرده و از زمزمه  آب روان برایت آهنگ می سازم که از هر چیز موزونتر و از نسیم سبک روحی که درختان زا پیچ و تاب می دهد و نوازش می کند دلرباتر و از نغمه مرغی که در آشیانه خود آواز خوانی می کند دلکش تر است.

ای وطن زیبا! بجز از اندیشه و محبت تو چیزی دیگر در ذهنم وجود ندارد و برای آبادی تو حرکت می کنم زیرا هر سنگ تو مانند طلا برایم با ارزش است  و به خاک تو مواد کمیاب مانند حکمت خداوندی است و بین کوه های تو خزانه های لعل و جواهر وجود دارد.

میهنم ! زمانیکه به مقابل تو میرسم راه روشن علم و دانش را پیش می گیرم تا به حقیقت برسم . به جوانانت افتخار می کنم و به شهیدانت دعا می کنم .زیرا کوههای بلند تو نشانه از عظمت و بزرگی آن شهیدان پاک است و هر دره و هر آبشارت غیرت آنهاست .

وطن پرافتخارم افغانستان عزیز! دوستت دارم با تمام ذرات وجودم و همواره سربلند و جاودانه میخواهمت.

رحیمه رحمتی صنف نهم ( الف )


 

کتاب

به بهانه ی هفته کتاب قلم را بر میدارم تا چند سطری پیرامون کتاب بنویسم .

چیزیکه طی سالهای متمادی کمتر در جامعه به آن توجه صورت گرفته است .کتاب و کتابخوانی از پدیده های است که جوامع را از قهقرایی و تاریکی بیرون و در پرتو روشنایی های فرهنگی ، سیاسی، و اجتماعی قرار میدهد فرهنگ کتابخوانی درواقع بنیانگر این امر است که ملت از بدبختی های چندین دهه گذشته عبرت گرفته و آهسته ،آهسته به سمت یک توسعه سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی گام بردارد. اما این شور و شعف به کتاب امیدواری های زیادی را در اذهان عامه متبلور ساخته است پس واضح است که کتاب و فرهنگ کتابخوانی انسان را وادار می کند تا به قضایای پیرامون خود ببیندیشند و در روند شکل گیری ملتی پربار و متفکر و با احساس یاری رساند ملتی که افراد آن خود را در قبال دین ، فرهنگ و زبان مسئول احساس نمایند و درغنامندی آن کوشش نمایند چون همه دست آوردهای مادی معنوی مورد نیاز یک جامعه دردستان انسانهای فرهیخته ایی است که اهل کتاب وقلم باشند .

پس برای داشتن جامعه ای با یک جهان بینی عمیق و مبتکر باید متکی به کتاب بود و در ترویج این پدیده نیکو از هیچ گونه سعی و تلاش دریغ نورزید .

رحیمه حیدری صنف یازدهم  ( ک )


زن

بنام حضرت حق و درود و سلام بر روان پاک خاتم انبیأ حضرت محمد (ص) و آل و اصحاب بزرگوارش ، همانا اسلام بهترین آیین زندگی و تضمین کننده سعادت دنیا و آخرت است تعالیم اسلام تنها به مراسم عبادی منحصر نمی شود بلکه تمام شئون فردی و اجتماعی بشررا در بر می گیرد حقوق و وظایف هر فرد و هر قشر در آیین مقدس اسلام به تفضیل بیان شده است چنانچه درهر جامعه نیمه بیشترآنرا زنان تشکیل می دهند به نحوی دراجتماع سهیم می گردند. قبل از اسلام تمدن های شرقی زن را لکه ننگی بر دامن بشریت می دانستند و در بیشتر مواقع زنان و دختران را زنده به گور می کردند و بعضی دیگر زنان را فقط کالای مصرفی برای خود می شمردند.

و عده دیگر اعتقادشان این بود که زنان حزب الشیاطین هستند حتی زنان را لعنت شده خطاب می نمودند به این دلایل در جامعه شان زن همیشه محکوم به بی ارزشی بوده است .

اما فلسفه پیدایش زن ازدیدگاه قرآن شریف این است که :  نشانه های قدرت خداوند(ج) آنست که از خودتان برای تان جفت های آفرید تا به آن آرامش یابید و میان شما مؤدت و رحمت قرار داد همان در این پیدایش نشانه های است برای قومی که فکر کنند «آیات شریف» و درجای دیگر خداوند کریم زن را لباسی برای مرد و مرد را لباسی برای زن خطاب کرده است و جایگاه زن را چنان بالا توصیف نموده که حدیث شریف ذکر گردیده که بهشت زیر پای مادران است این نشان دهنده ارزش خاص از دیدگاه اسلام برای زن می باشد .

و حدیث شریف دیگر چنین روایت شده است : دنیا کالا است و بهترین کالای آن زن است

«جایگاه اصلی زن در اسلام»

هنگامی که دختر است دوازه جنت را برای پدرش باز می کند .هنگامی که زن است تکمیل کننده ایمان شوهرش است هنگا مادر است جنت زیر قدم هایش است.

 

فاطمه بنت غلام سخی صنف دهم  (دال)

تحت نظر استاد شیما جان قاضی زاده

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *