هفتم ثور ۱۳۵۷ خورشیدی

his11

افغانستان کشور باستانی با داشتن قدامت پنج هزار ساله شاهد رویداد های ضد ونقیض بسیار بوده است که هر کدام از این وقایه تاثیرات زیاد بالای روند اوضاع سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی این کشور درجا گذاشته است که هفتم ثور را می توان یکی از همین رویداد ها در تاریخ افغانستان قلم داد کرد.

هفتم ثور سال ۱۳۵۷ خورشیدی، روزی است که کودتای مارکسیستی با حمایت شوروی سابق در افغانستان رخ داد که طی آن حکومت از سردار محمد داوود خان به حزب دموکراتیک خلق افغانستان انتقال یافت. در آن زمان افرادی که راه ترقی و پیشرفت افغانسان را در مکتب کمونیسم جستجو میکردند، در پی نفوذ در میان نیروهای مسلح و نهادهای دولتی و دانشگاهی بوده و توانستند بسیاری از افسران جوان ارتش را با خود همراه سازند و راه رسیدن به قدرت را برای خود هموار نمایند.

حجت الاسلام و المسلمین سید میرزا حسین احسانی کارشناس مسائل سیاسسی کشورمان پیامدهای بین المللی کودتای ثور را برای ملت افغانستان بسیار تلخ و ناگوار توصیف و خاطر نشان کرد: اگر چه ملت مسلمان افغانستان توانستند به پیروزی دست یابند، اما این کودتا افغانستان را به میدان جنگ سرد میان قدرتهای شرق و غرب مبدل ساخت که حاصل آن هم ویرانی کشور، شهادت بیش از یک میلیون نفر و آوارگی میلیونها شهروند افغانستانی بود.

داوود خان در مرحله اول حکومت خود از حزب خلق استقبال نیک نمود. نیمی از وزیران داوود خان از اعضای حزب پرچم بودند. او در سال ۱۳۵۴ در سیاست خود تغییراتی ایجاد کرد و حزب را بنام ملی غورزنگ ساخت. از آن پس اختلافات میان داوود خان و حزب خلق شدت گرفت و روزانه تعدادی از اعضای این حزب زندانی میشدند. در ۵ ثور سال ۱۳۵۷ تعدادی از رهبران حزب خلق را به زندان انداخت که در این میان حفیظ الله امین حبس شد. امین قبلا به حیث مسول فعالیتهای حزب در قوای مسلح افغانستان منصوب گردیده بود. وی کودتا را چند ماه قبل طرح نموده بود و تنها منتظر یک اشاره بود . بلاخره این کودتا در هفت ثور سال ۱۳۵۷ با رهبری حزب دموکراتیک خلق افغانستان پیروز گردید. داوود خان همراه با سی نفر از اعضای فامیلش تیر باران گشتند. حزب دموکراتیک افغانستان دارای دو جناح بود که جناح چپ را نور محمد ترکی و جناح راست را ببرک کارمل به عهده داشتند. به زودی اختلافات فکری میان این دو جناح تشدید پذیرفت که اعضای حزب جناح راست به زندان انداخته شدند و ده هزار تن تیر باران، تبعید و یا هم فراری گردیدند. و به این ترتیب در کشور سیستم یک حزبی روی کار آمد که با نظام سلطنتی قبلی فرقی نداشت. به غیر از احزاب اسلامی که به پاکستان فرار نموده بودند رهبران سایر احزاب مترقی از قبیل طاهر بدخشی، مجید کلاکانی، حرالدین باعث، دکتور زرغون و غیره تیرباران شدند. بزودی اختلافات میان حفیظ الله امین و ترکی پدیدار شد تا اینکه حفیظ الله امین ترکی را از بین برد و خودش بر سلطنت نشست. در این مدت جنگهای داخلی با رهبری احزاب اسلامی در کشور به اوج خود رسیده بود .بی امنی سراسر کشور را گرفته بود در این میان ضروری بود تا که طرفداران ترکی با ببرک کارمل متحد گردیده و بر علیه حفیظ الله امین مشترکا بر خیزند. در ۶ جدی سال ۱۳۵۸ این دو گروه با همکاری اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی دوباره به سلطنت نشستند. ولی دیگر نا وقت بود جنگ داخلی به اوج خود رسیده بود و بنیادگرایان با همکاری کشورهای غربی و حکومت پاکستان قطعات منظم ملیشه را تنظیم نموده بودند. کشورهای غربی که سالها قبل برنامه داشتند تا چگونه روسها را در جنگ با افغانها از بین ببرند فرصت را مناسب یافتند تا رهبری این جنگ را به عهده گیرند. در این جنگ ۱۲۵ کشور اسلامی و بلوک غرب مجاهدین را همکاری نموده در پاکستان دفاتر را باز نمودند.

هفتم ثور سال ۱۳۵۷  و هشتم ثور سال ۱۳۷۱ ، دو رویداد متقابل در تاریخ افغانستان خوانده می شوند.

در سال ۱۳۷۱ هـ ش. مجاهدین افغان بعد از ۱۴سال مبارزه مسلحانه بر ضد نیرو های اتحاد شوروی سابق و حکومت کابل، ریاست جمهوری داکتر نجیب الله را به سقوط مواجه کرد و به تاریخ هشتم ثور ۱۳۷۱ حکومت اسلامی به رهبری صبغت الله مجددی به وجود آوردند.هر گروه در تلاش این بود تا با اتکا به نیروی نظامی، گروه رقیب را از صحنه خارج کند که در نتیجه آن شهر کابل به ویرانه مبدل گشت و صد ها هزار باشندۀ آن کشته و یا آواره گشتند.

ولی شماری از رهبران سابق جهادی انگیزه ها و عوامل خارجی را در بحرانهای داخلی کشور پس از پیروزی مجاهدین داخل میدانند.پس از آن که مراسم برگذاری جشن پیروزی مجاهدین در سال ۲۰۰۸م. مورد حمله مخالفان مسلح قرار گرفت ، از آن سال به بعد ازاین روز به طور مختصر در ارگ ریاست جمهوری تجلیل به عمل می آید. پیشتر از این روز در استدیوم غازی کابل با راه اندازی جشن ها، و اجرای رژۀ نظامی به طور شاندار تجلیل صورت می گرفت.

مقامات بلند پایه دولتی و شخصیت های جهادی در این مراسم در مورد ارزش و اهمیت پیروزی جهاد و قربانی های مردم افغانستان صحبت میکردند.

کودتا و عامل عمده آن :

در روز ۲۷ اپریل سال ۱۹۷۸ م قوای زرهدار و قوت های هوایی کودتائی را بر ضد رئیس جمهور محمد داود براه انداختند که بنام کودتای هفت ثور و یا به اصطلاح آن وقت « انقلاب » شهرت یافت (چون این واقعه در روز ۷ ثور ۱۳۵۷ شمسی اتفاق افتاد به این نام مسما گردید ).

در این کودتا افسران جوان و اعضای رهبری حزب دموکراتیک خلق اشتراک داشتند ، ولی شواهد نشان می دهد که شوروی مستقیما در آن دست داشت. عامل عمده کودتا این بود که محمد داود خان در اواخر حکومت خود مناسبات خود را با پاکستان نرم ساخته با ایران روابط نزدیک بر قرار نمود و در سفر های مصر ، عربستان و کویت تعهدات مبنی بر مساعدت آنان را حاصل نمود ، خبر بزرگ این بود که جیمی کارتر رئیس جمهور امریکا از او دعوت نمود تا از امریکا بازدید نماید و پروگرام چنین بود که (محمد داوود ) درهمین سال ۱۹۷۸ به امریکا سفر نماید.  این تحریکات شورویها را شدیدا مشوش ساخت و به این پی بردند که افغانستان از دست شان خارج می گردد.ازطرف دیگر محمد داود خان قبل از این سفرها و تعهدات به اتحاد شوروی سفر نمود و در تصادم واقع گردید.

شوروی انتظار چنین حرکت را نداشت بنابراین در پی سرنگونی داود خان گردید و در ابتدا خلق و پرچم را متحد ساخته و سپس  سیصد مشاور خود را در اردوی افغانستان تحریک نمود تا در وقت قیام نظامی برضد داود خان ( با قیام کنندگان ) مساعدت جدی نمایند. کودتا از جانب احزاب خلق و پرچم وابسته شوروی از تصور داوود خان بسیار دور بود.

زمانی که انداخت تانکهای کودتاچیان بر ارگ آغاز گردید ، رئیس جمهور چنین پنداشت که کودتا از طرف دست راستی ها یعنی اخوانی ها صورت گرفته است. در حالیکه تمام شبکه های حساس دفتر اطلاعاتی داود خان از فعالیت های منفی خلق و پرچم و یا شوروی با خبر بوده و به دولت هیچ اطلاع نمی دادند. به این ترتیب کودتا عملی شد.

مقدمات کودتا قبلا آماده شده بود. صبح روز ۷ ثور حفیظ الله امین خبر گرفتاری رهبران را داده و فرمان آغاز کودتا را صادر کرد. ساعت ۱۱ بجه روز اولین فیر بر وزارت دفاع صورت گرفت به تعقیب آن ارگ ، سپس به گارد انداخت صورت گرفت . پس از ربع یک ساعت ستون های دود از فاصله ارگ به هوا بلند شدند.

ساعت ۴ عصر عبدالقادر افسر قوای هوایی بعد از قتل و قتال زیاد توسط طیارات از بگرام به ارگ حمله نمود این حملات تا شام جریان داشت مقاومت گارد شب هنگام پایان یافت.

صاحب جان قوماندان گارد گرفتار گردیده و به قتل رسید ، وطنجار و قادر از طریق رادیو خاتمه جمهوریت محمد داود خان را اعلان نمودند. و فردای آن روز محمد داود خان دو پسر جوان او عمر و خالد ، خانم وی میرمن زینب خواهر محمد ظاهر شاه محمد نعیم برادر محمد داوود ، اطفال و خانم های پسران داود ، سردار نظام الدین غازی و عبدالله مجموعا ۱۷ تن به قتل رسیدند و دراین فاجعه ( بر علاوه خانواده محمد داوود خان ) صد ها تن کارکنان ارگ و هزاران تن از باشندگان کابل نیز کشته شدند.

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *